تبلیغات
learn something here
 

 

 

learn something here


 

شب، تار

شب، بیدار

شب، سرشار است.

زیباتر شبی برای مردن.

آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجری به من دهد.

***

شب، سراسر شب، یك سر

ازحماسه دریای بهانه جو

بیخواب مانده است.

دریای خالی

دریای بی نوا ...

***

جنگل سالخورده به سنگینی نفسی كشید و جنبشی كرد

و مرغی كه از كرانه ماسه پوشیده پر كشیده بود

غریو كشان به تالاب تیره گون در نشست.

تالاب تاریك

سبك از خواب بر آمد

و با لالای بی سكون دریای بیهوده

باز

به خوابی بی رؤیا فرو شد...

***

جنگل با ناله و حماسه بیگانه است

و زخم تر را

با لعاب سبز خزه

فرو می پوشد.

حماسه دریا

از وحشت سكون و سكوت است.

***

شب تار است

شب بیمار ست

از غریو دریای وحشت زده بیدار است

شب از سایه ها و غریو دریا سر شار است،

زیبا تر شبی برای دوست داشتن.

با چشمان تو

مرا

به الماس ستاره های نیازی نیست،

با آسمان

بگو


  نویسنده : نازنین ׀ تاریخ : سه شنبه 17 خرداد 1390׀ نظرات


 
CopyRight 2009 , learnsomething.Mihanblog.Com , All Rights Reserved
Powered By Mihanblog | Template By : Kashkul.Com - P30Temp.Co.Cc